X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

هر چی تو بخای ...

میز گردی برای همه

جمعه 11 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:28

٥

آهنگی که تو صداته , پرم میکنه از حس مستی . مستی شرابی که خدا تاکستانش رو توى چشمات گذاشته و تو چه مهربانانه اون رو قطره قطره به قلبم میریزی . مست میشم از شنیدن صدای خنده هات . از خودم بی خود میشم و دور از چشمت اشک تو چشمام جمع میشه . ساکت میشم و از پنجره ی بزرگ اتاق کوچیکم به آسمون نگاه میکنم و میگم : خدا خیلی دوستت دارم ... آخه من عاشقم ... + میدونم پسر بدیم . میدونم واقعا تحمل کردن یکی با اخلاقای من سخته . میدونم خیلی صبوری می کنی . میدونم خیلی از اشتباهای احمقانه ی منو میبخشی . میدونم خیلی بدجنس و گهگاه خشن و بی توجهم . و هزاران چیز دیگه که همشو میدونم . ممنونم که با قلب قشنگت بدجنسی ناجوان مردانمو بخشیدی . + گلبرگ عزیز خودمی . نوکرتم هستم =)))