X
تبلیغات
رایتل

هر چی تو بخای ...

میز گردی برای همه

شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 19:42

!!

بعضی وقتا یه اتفاقایی میفته آدم نمی دونه باید ناراحت بشه تعجب کنه چیکار کنه کلا !!‌ 

 

ما نشسته بودیم فیلم می دیدیم که بابام نمی دونم چی شد داشت رد می شد یه دفعه صدا کرد گفت یکی از ماهیا مرده !!  

 

ما یه مقدار به هم نگاه کردیم با تعجب که یعنی چی اینا یه ساعت پیش که خوب بودن چی شده مگه که یکیشون مرده ؟؟  

 

رفتیم دیدیم بدبخت شکمش سوراخ شده دریغ از ذره ای دل و روده تو شکمش ... چشم هم نداشت !! جای سیاهی چشمش کامل از جا در اومده بود !! آوردیمش بیرون دیدیم اون طرف سرش هنوز چشم داره ولی شکمش از اون ور هم فقط استخونش مونده بود ... 

 

و می دونید نتیجه چی شد ؟؟  

 

خاله م گفت که باید لجن خور رو عوض کنید . کار خودش بود لامصب ...  

 

چسبیده بوده به شکم ماهی بیچاره و تمام محتویات شکمشو کشیده بوده بیرون ...  

 

قرار بود این قاتلو ببریم عوضش کنیم اما هنوز سر جاشه !! نمی دونم ماهیای دیگه به چه جراتی خودشونو از آب پرت نمی کنن بیرون !!!!!!!  

 

+ این داستان کاملا واقعی ست و همین امروز ظهر اتفاق افتاده .  

 

+ یادمون باشه تو زندگی واقعیمون هم بعضی آدما اطرافمون هستن که مثه لجن خورن . مدتها به آرومی کنارمون ادامه می دن و وقتی بهشون اعتماد کردیم درست مثه همین لجن خور بهمون حمله می کنن و می چسبن بهمون و ذره ذره تمام جونمون رو می خورن ...  

 

+ همیشه در برخورد با این لجن خورهای آدم نما خودتون رو از آب پرت کنین بیرون .