X
تبلیغات
رایتل

هر چی تو بخای ...

میز گردی برای همه

چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 22:40

دختر همسایمون فرشته جون

+ دختر همسایه شبای تابستون، گاهی میومد روی بوم‏

هردفه یک گلی پرت می کرد میون خونمون ‏

یعنی زود بیا روی بوم، دلش نمی گرفت آروم

 

طی می کردم با چابکی، پله ها رو ده تا یکی

تا می رسیدم اون بالا قایم می شد می گفت حالا‏

اگه راستی مردی، باید دنبالم بگردی 

 

بازی قایم موشک حالی داره

با یه دختر بانمک حالی داره‏

موش موشک آسه برو بازی کردی

اگه پیداش بکنی خیلی مردی

 

خلاصه آخر پیداش می کردم

تا می تونستم نگاش میکردم

می گفت دورت می گردم، منم دورش می گشتم 

می گفت دورت می گردم، منم دورش می گشتم  

 

++ امون از چشمای تو 

وقتی که بارون میباره 

امون از لبای تو 

وقتی می گه دوسم داره 

وای امون از وقتی که 

می خوای با من پا به پا شی 

منو از من بگیری 

...  

 

+++ نرمیدم ٬ نگسستم ٬ روی استاتوسم نوشتم که تو صیادی و من ٬‌ آهوی دشتم ... 

تا به دام تو در افتم همه جا دنبالت گشتم ...  

من همون آهوی دشتم ...  

 

++++ به همه می خندی ٬ با همه دست میدی ٬‌دستتو میگریم ٬‌دستمو پس میدی ...  

 اما دوست عزیز حقت بود می ذاشتم متهم بکشتت . 

 یادته پزشکی قانونی کتک خوردی ؟ این بار دیگه یقینا کشته می شدی =)))))))  

حیف دیدم استرس داری دل جان رفت رو ویبره وگرنه از دور برای تو و متهم دست تکون می دادم آی بهت می خندیدم آی بهت می خندیدم =)))))))