هر چی تو بخای ...

میز گردی برای همه

هر چی تو بخای ...

میز گردی برای همه

26

کاش میفهمیدم
که خداوند کجاست؟
که در این دنیا هم،
یاد من هست هنوز؟
و اگر بد باشم،
باز همراه دلم هست خدا؟
باز هم دست مرا میگیرد؟
میبرد آن بالا؟
گرد دنیا با هم میگردیم؟
آفرینش هایش،
مال من هست هنوز؟
هم زمین، هم دریا،
در کفم هست هنوز؟

کاش میفهمیدم
که دلم محفل اوست
که در این دنیا هم،
عاشقم هست هنوز...

باز امشب

آه امشب قلب من در بسترش بی خواب شد

     باز هم آغوشم از عطر تنت بی تاب شد


وای مردم از تحمل مردم از این خاطرات

     باز این رویای شیرین چون شرابی ناب شد


جان من در آتش است ای دوست کج خلقی نکن

     من که میدانم دلت از شعر من شاداب شد


تو تبسم کرده بودی آن دقیقه، آگهم

     در خیالم آن تبسم یک شب مهتاب شد


باز امشب یاد تو در قلب من فریاد شد

     باز دل با یاد آغوشت درونم آب شد